محمدرضا مغدانی سه شنبه 13 بهمن 1394 03:32 ب.ظ نظرات ()
"داستان جالب و خواندنی"

ساعت 3 شب بودكه صدای تلفن پسری را از خواب بیدار كرد. پشت خط مادرش بود.پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار كردی؟مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار كردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارك تمام زندگی ام خدا نگهدارت. پسر از اینكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح فردا به سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میزتلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مادر دیگر در این دنیا نبود...  فقط میتونم بگم تا فرصت باقیست اینجوری دله مادرمون و پدرمون رو بدرد نیاریم